- مصاحبه با سروش شکری (هیچکس)
سروش، چنانکه خود می گويد و در ترانه هايش نيز بدان تاکيد می ورزد، شش سال پيش کار آهنگسازی
(يا آنگونه که بين اهالی زير زمين باب است، "کار ساختن بيت") و خواندن ترانه به سبک رپ را آغاز کرد و
سر انجام سال گذشته توانست منسجم ترين آلبوم رپ فارسی را با نام " جنگل آسفالت" تهيه و آماده
انتشار کند. آلبومی که خود، آن را "نخستين" آلبوم رپ فارسی می داند.
"جنگل آسفالت" با تلفيق سبک رپ و نوای موسيقی سنتی ايرانی و نيز استفاده از سازهای سنتی
ايران زمين همچون عود، تنبک، نی، دف و قانون، به راستی برازنده عنوان "رپ فارسی" است.
برای اين، نخستين "س" هفت سين زير زمينيمان ، به شادباش (و بين خودمان بماند برای سنجيدن
ميزان وابستگی اش به نوروز ايرانی و سنت های باسستانی مان) ماهی قرمز هفت سين بردم که
نپسنديد: "ماهی زيادی لطيفه بابا! همه به من ميگن زبری! اين ماهی خيلی سوسوليه! نميشد يه
چيز ديگه واسم مياوردين؟"

در حالی که با دلخوری به تنگ ماهی نگاه می کند در پاسخ به اين سوالم که " اگر از ماهی خوشت
نميايد ، کدام جزء هفت سين را دوست داری؟" می گويد: "من ماهی رو دوست دارم بخورم نه که بگيرم
دستم باهاش عکس بگيرم! من بيشتر از سبزه خوشم مياد. اصولا از چمن خوشم مياد که برويم
بنشينيم روش و حال کنيم" و بعد از من می خواهد تا تنگ ماهی را از او بگيرم .
هيچکس در ادامه گفتگو با ما می گويد که سال 1385 سال پرکاری برايش بوده چرا که بعد از مدتها تلاش
سرانجام در تابستان آلبوم 'جنگل آسفالت' را حاضر و آماده پخش کرده است.
به گفته او ابتدا قرار بوده که آلبوم را يک شرکت پخش موسيقی بخرد اما چون آهنگ های آلبوم به
"سرقت" رفت و در اينترنت پخش شد، کار فروش آلبوم به نتيجه نرسيد.
سروش در پاسخ به سوالم درباره مفهوم "جنگل آسفالت" و دليل نام گذاری آلبومش با اين عبارت می
گويد: "از نظر من 'شهر' هم جنگل آسفالت است و آلبوم 'جنگل آسفالت' انعکاسی است از مشکلات
اجتماعی و زندگی شهری و اعتراض به آن."
سروش - هيچکس که در طول گفتگويمان مدام دستم می اندازد، "راه اندازی تشکل رپ فارسی" با
عنوان " صامت" را از جمله اهداف خود در سال جديد بيان می کند و اين کار را " لازمه بقا و پيشرفت رپ
فارسی" می داند.
از جمله می گويد: "می دونی چيه، به نظرم با بالا آمدن 'صامت' اصلا اوضاع عوض خواهد شد و به
قولی 'می ترکونيم'."
او از بيان جزييات بيشتر درباره "صامت" و زمينه فعاليت آن خودداری می کند ولی با شيطنت و خنده ها
ی خاص خودش می گويد: "اميدوارم امسال فازش رو بگيريم."
- بیوگرافی شکیرا (خواننده اسپانیایی)
شکیرا ایزابل مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll) در دوم فوریه 1977 در روز چهارشنبه (Barranquilla) در کلمبیا به دنیا امده است.پدرش ویلیام مبارک(William Mebarak) یک امریکایی لبنانی تبار است ومادرش نیدیا ریپل(Nidia Ripoll)یک کلمبیایی است.
شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده (مثل حالاش) از گروه اخراج شده. اون با آلبوم Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره (دمش گرم) یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام". در ضمن من شنیدم اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره.

شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت.
در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد.
او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد.
پس از این البوم(pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او (donde estan los ladrones) به بازار های امریکا راه یافت.
شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیرled zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) است.
اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(laundry service) سرویس لباسشویی است که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به خواندن به زبان انگلیسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به این زبان تسلط داشت اما ترجیح می داد تا اسپانیایی بخواند.تا زمانی که او با امیلیو وگلوریا استفان همکاری می کرد این دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نیز بخواند. و از این رو او اولین اهنگ خود را به زبان انگلیسی نوشت که این ترانه با نام اعتراض
(objectron) در البوم سرویس لباسشویی جای گرفت.
جدید ترین البوم شکیرا که به بازار امده است وقرار است به بازار راه یابد در سال 2005با نام های (fijacion oral vol 1)به زبان اسپانیایی است که به بازار امده است والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگلیسی است وقرار است به زودی به بازار راه یابد.البوم (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسید که من امید وارم که البوم (oral fixation 2) به زبان انگلیسی که قرار است(November 28 and 29 یا همان 8و7ماه اذر)به بازار راه یابد و به فروشی چند برابر نصبت به البوم اسپانیایی برسد در هفته های اول ورکورد جهان را ارتقاء دهد البته فکر نمی کنم رکورد فروش البوم در هفته های اول بالای پنج میلیون باشد.
اگر بخواهیم راجع به موسیقی شکیرا و خود او تعریفی کامل و مختصر ارائه دهیم بدون شک تعریف نویسنده توانای کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبی گابریل گارسیا مارکز بهترین تعریف است:{موسیقی او ویژگی هایی دارد که موسیقی هیچ کس دیگراین ویژگی ها را ندارد.هیچ کس نمی تواند مانند او بخواند وبرقصد}.که من با نظر ایشان صد درصد موافقم که اگر کسی که کنسرتهای شکیرا که تمامی(live) یا همان زنده خودمان است را دیده باشد و کلیپ هایش رانگاه کرده باشد با نظر ایشان موافقت می کند.
- بیوگرافی " علیرضا خمسه "
خمسه ( متولد 1331) تهران و فارغ التحصیل رشته ی رولنشناسی دانشگاه شهید بهشتی است او در سال
1357 به فرانسه رفت و یک سال و نیم در مدرسه ی " ون سن " آتلیه اگو ستو بوال " و آتلیه سیته یونیور
سهته ی پاریس ، دوره های مربوط به پانتومیم ، حرکات بدنی و بازیگری را فرا گرفت .
سال 59 به ایران بازگشت و در سال 60 برای اولین بار مقابل دوربین سینما رفت و در فیلم " مرگ یزد گرد " بازی
کرد . نوع خطوط چهره خمسه و تسلط او بر حرکات صورت ( میمیک) و نرمی ای که در حرکات بدن او وجود دارد ،
از همان ابتدای ورود او به حیطه بازیگری ، توجه کارگران های کمدی ساز را به خود جلب کرد و بعد از فیلم جدی "
مرگ یزد گرد " برنامه سازان تلویزیون سراغ او رفتند و در برنامه هایی مانند " نوروز نامه " " هوشی و موشی ، "
بوزید و بخندید " " حواستو جمع کن " و " نگاه سوم " با اجرای قطعات نمایشی طنز در بین مخاطبان تلویزیون
جایگاه ویژه ای پیدا کرد . در سال 67 ، خمسه در فیلم پر فروش " روز با شکوه " ساخته ی کیانوش عیاری د
ر کنار " علی نصیریان " "ایرج طهماسب " " و گوهر خیر اندیش " بازی کرد . هر چند این فیلم از سوی تماشا گران
با اقبال خوبی رو به رو شد اما بازی در مجموعه ی " هوشیار و بیدار " که سال 67 از تلویزیون پخش شد خمسه
را بین مخاطبان عام و خاص کوچک وبزرگ به شهرت خاصی رسید و او را محبوب کرد . در سال 67 که کیومرث پور
احمد فیلم خوب
" لنگرگاه" را ساخت خمسه در نقشی کاملا متفاوت ظاهر شد و او در این فیلم نقش
" حمزه"را بازی میکرد که در یک مسافر خانه در شهر بندر عباس کار میکرد و پناه گاه دو نوجوانی شده بود که از
تهران گریخته و به بندر عباس رفته بودند . نوع بازی و بیان لهجه خمسه ، او را به یکی از دوست داشتنی ترین
شخصیت های فیلم تبدیل کرد . سال 69 با بازی در فیلم " آپارتمان شماره ی 13" به کارگردانی یدالله صمدی در
کنار زنده یاد " جمشید اسماعیل خوانی " صفحه ی جدیدی در بازی کمدی او گشوده شد . در این فیلم ،
خمسه صاحب آپارتمانی در تهران بود که برای فروش آن از کرمان به تهران آمده بود . او با بیان لهجه ی خوب
کرمانی و بازی روان خود توانست جایزه ی بهترین بازی را از جشنواره ی پیونگ یانگ کره ی شمالی در سال
1992 از آن خود کند این فیلم جشنواره ی نامزد 7سیمرغ بود و برنده ی 2 سیمرغ نیز شد در سال 72 ابوالحسن
داوودی فیلم متفاوت و کمدی " من زمین را دوست دارم " را ساخت . در این فیلم خمسه ، نقشه مردی فضایی
را باگریمی کاملا متفاوت بازی کرد و بازی خوب خمسه و ترو کاژ های تصویری این فیلم " من زمین را دوست دارم
" را با اقبال خوبی از سوی تماشا گرانرو به رو کرد . دوربین برد و اما این فیلم مانند فیلم های قبلی او با استقبال
خوبی رو به رو نشد در همین سال هدایت فیلم " چشم شیطان" را باژانری حادثه ای و کاملا متفاوت از دیگر کار
های خمسه مقابل دوربین برد و نقش اول را به خمسه داد ، در این فیلم ، بازی پر تنش و فعال او را کاندیدای
بهترین او را کاندیدای بهترین بازیگر اول نقش مرد در سال 72 و دوازدهمین فیلم فجر کرد " چشم شیطان " از این
دوره جشنواره نامرد دریافت 5 سیمرغ و برنده ی 3 سیمرغ شد در سال 76 خمسه مجموعه ی "بشین ، پاشو ، بخند"
را برای گروه کودک ونوجوان شبکه ی اول ساخت این مجموعه مورد استقبال خانواده ها و کودکان قرار گرفت سال
ها بعد ، خمسه بدون حضور در سینما ، در مجموعه ی تلویزیونی " میگی نه نگاه کن " بازی کرد و در بخش های
مختلف ، توانایی های خود را به نمایش گذاشت . عمده آثار خمسه عبارتند از : " زیر بام های شهر " ( 1368) ،
" شکار خاموش " ( 1368 ) " دلاوران کوچه ی دلگشا ( 1371 ) ، ماموریت آقای شادی ( 1371 ) ، " مهریه ی
بی بی ( 1373 ) ،ماه پیشونی ( 1374 ) ، پاکباخته ( 1374 )، مینا و غنچه ( 1375) ، کلید ازدواج ( 1375 )
و ......

- بیوگرافی آنتونیو باندراس

امروز دیگر کسی نیست که آنتونیوبانداراس را نشناسد . این بازیگر جوان اسپانیایی که روزی در تئاتر و سینمای اسپانیا بازی می کرد، حالا در تمام جهان شناخته شده است و میلیون ها نفر به خاطر دیدنش به سینما می رووند . آنتونیو اولین باربا حضور سر صخنه فیلم مو در سال 1972 به بازیگری علاقه مند شد به همین خاطر تحصیلاتش را در مدرسه هنرهای دراماتیک مالاگا در اسپانیا ادامه داد و دراین مدت در نمایش هایی از برشت ،مارلو و شکسپیر بازی کرد . بازی در سینما را هم در سال 1982 با فیلم مطرح و موفق هزار توی احساس ساخته پدروآلمودار شروع کرد و خیلی زود به مطرح ترین چهره بازیگری سینمای اسپانیا تبدیل شد. او بازی در اسپانیا را ادامه داد و در فیلم های زیادی ظاهر شد که یکی از بهترین آنها کمدی سیاه گاو باز بازهم ساخته پدروآلموداربود. همکاری دیگر بانداراس پدروآلموداریک سال بعد در کمدی سوررال قانون هوس بود . دراین مدت او در فیلم های متعارف تر اسانیایی هم بازی می کرد . مثل چوب های زیر بغل ساخته کارلوس سائورا لذت کشتن فیلم ترسناک و میخکوب کننده فیلیکس روتانتا و رژلب ساخته رافیل مولیون ( دستیار سایق پدروآلمودار). اما مطرح شدن او در سطح جهانی و به خصوص هالیوود بیشتر با فیلم های پدروآلمودار و به ویژه زنی در آستانه فروپاشی عصبی در نقش برادرزاده کارمن مائورا و من راببنید !من را باز کن! در نقش یک بیمارروانی بود.به این ترتیب و باموفقیت این دو فیلم در سالهای 1988 و1990 پای بانداراس به هالیوود باز شد و نخستین بار در فیلم سلاطین مامبو نقش یک ترومپت نواز کوبایی را که در سالهای 1950 به آمریکا می آید ،ایفا می کند.هرچند که این فیلم فروش قابل توجهی نداشت ،اما راه برای بانداراس باز کرد تا در چهار فیلم بسیار مطرح نقش های مکمل ایفا کند. در فیلادلفیا دوست مهربان تام هنکس ، خانه ارواح انقلابی بود که با گلن کلوز و وینونا دوستی داشت، در مصاحبه با خون آشام که نقش خون آشامی را بازی میکرد ، اما در سایه بردپیت و تام کروز گم شده بود. و بالاخره راپسودی میامی عاشق میافارو بود. پس از این چهار فیلم بود که راه برای اولین درخشش و نقش اصلی بانداراس در هالیوود باز شد . رابرتز رودریگز که می خواست با حمایت کوئینتین تارامتینو ادامه بر فیلم کم خرج موفقش دسپرادو بسازد نقش تیرانداز دوره گرد ....عاشق و گیتار نواز را به او داد . آنتونیو علاوه بر بازی قابل توجهش در این فیلم در تیتراژ ابتدایی آهنگ ساخته لوس لوبوس را هم با گیتار نواخت و خواند. و در همان سال 1995 در فیلم اکشن ریچارد دانر به نام قاتلان در کنار سیلوراستالونه و جولین مور حضور داشت که آن هم موفقیت زیادی برایش داشت و به این ترتیب تا پایان سال 1995 ، دیگر آنتونیو بانداراس نامی شناخته شده و معتبر در سینمای جهان بود. یکی از یه یادمانی ترین شخصیت هایی که بانداراس ارایه داد ، پدر سختگیر اپیزود برفتاران (ساخته رودریگز) از فیلم چهار اتاق است.بازی به یادمانی دیگر او در فیلم کمدی دوتا زیاد است بود که تا حد یاداور تجربیات کمدی او با پدروآلمودار است.در سال 1998 با به هم آمیختن کمدی و جدی نقش زورو را در فیلم نقاب زورو بازی کرد که موفقیت بسیار این فیلم باز هم بر محبوبیت و اعتبار او افزود. همچنین قرار بود او در فیلمی نقش آتاتورک را ایفا که به علت اعتراض مردم ترکیه کنار کشید.
- مصاحبه با عاطفه نوری بازیگر سریال نرگس ( نسرین)
از دوران سرکشی تا نرگس این وسط یه فاصله ی تقریبا چهار ساله وجود دارد این چهار سال عاطفه نوری کجا بود؟ آیا با کار کردن با کمال تبریزی سطح توقعت بالا رفته بود یا نه واقعا پیشنهاد نداشتی؟
- ( با کمی مکث ): واقعیت میترسیدم میترسیدم در بازی با نقش دیگری سابقه ی ود را خراب کنم
* پیشنهاد نرگس از سمت چه کسی بود؟
ـاولین بار افشین سنگ چاپ با من راجع به بازی با نرگس با من تماس گرفت
* با کسی هم مشورت کردی بالاخره بعد از چهار سال؟
- بله در مورد نقشم با چند نفری مشورت کردم یکی از آدم ها کمال تبریزی بود ( آقا ی کمال تبریزی رو تو مدرسه ی ما هم دعوتش کردند اگه سوالی راجع بهش دارید اگه میدونستم جوابتو میدم )
* نمی دانی چندمین نفر بودی برای انتخاب نقش نرگس؟
ـدقیقا نمی دانم چندمین نفر بودم اما میدانم زهرا امیر ابراهیمی هم جزوشان بوده
* موقعی که من انتخاب شدم هنوز مهدی سلوکی انتخاب شده بود
- بیوگرافی سیاوش قمیشی
اگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است.
سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد.
نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.
سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.
سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.
اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است.
سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.
موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد.

- بیو گرافی سامی یوسف
سامي يوسف در جولاي سال 1980 به دنيا آمد . او در يك خانواده هنرمند و علاقمند به موسيقي و اصلا آذري زبان متولد شد و به اين ترتيب اجراي موسيقي جزء مهمي از زندگي اش محسوب مي شد. سامي در آغاز از پدرش تعليم مي ديد . وي ( پدرش ) يك آهنگساز ، شاعر و موزيكدان با استعداد و مشهور بين المللي است .
سامي دوران كودكي را در لندن پشت سر گذاشت و سعي كرد در سن جواني بسياري از آلات موسيقي را فراگيرد و به تدريج شروع به خواندن و سرودن ترانه هاي زيبا كرد. او موسيقي را از موسسات زيادي فرا گرفت و همينطور به كمك نوازندگان مشهور در آكادمي Rayal واقع در لندن كه يكي از موسسات معتبر و مشهور دنياست .
سامي شروع به سرودن شعر در سنين بسيار جواني كرد . او از صداي زيبايي همراه با يك دانش و آگاهي كامل از نت موسيقي و هماهنگي آنها برخوردار است . او همچنين داراي قدرت يادگيري زياد و كاملي در زمينه مهم موسيقي شرقي است .
و به راستي اشخاصي با اين خصوصيات كم پيدا مي شوند . سامي همچنين يك فرد مسلمان است و ديدش به موسيقي با اهداف ترويج پيام اسلام و تشويق جوانان به افتخار به دين و مذهب و هويت و شخصيت خودشان است 
- بیوگرافی حدیث فولاد وند
حدیث فولاد وند همراخ موجی از بازیگران است که در سال۷۹-۸۰ وارد سینما شد و فعالیت
خود راشروع کرد اما فولاد رند با تجربه کار تئاتر وارد سینما شد او متولد ۵۶ است و دو سال
و نیم در رشته ی معماری تجربه کرده است اولین بار سینما را با فیلمی از سیروس الوند
( دست های آلوده )آغاز کرد چیزی حدود یک سال و نیم - ۲ سال است که به گفته ی
خودش مصاحبه نکرده و اصلا فراموشش شده که گفتگو کردن چگونه است
- بیو گرافی بنیامین
بنيامين) خواننده جواني است كه با ترانه دنيا ديگه مثل تو نداره نداره، نه ميتونه بياره به شهرت رسيد، پس از اينكه چند سال بازار موسيقي از تب هميشگي برخوردار نبود، و به نوعي راكد بود، بنيامين آلبوم (سال 85) را روانه بازار كرد، گرچه ترانههاي اين آلبوم پيش از اينكه مجوزدار روانه بازار شود، دست به دست ميچرخيد و همه از يك آلبوم بدون مجوز صحبت ميكردند، اما وقتي در سال 85 آلبوم روانه بازار شد، همان افراد متوجه شدند كه آلبوم (بنيامين) مجوز دارد... پس از تعطيلات نشريات زيادي به سراغ بنيامين رفتند و با او مصاحبه كردند، از اين رو سعي كرديم كه با او گفتگويي متفاوت انجام دهيم، گپي دوستانه روي پشت بام خانه بنيامين انجام پذيرفت. (گفتگو با بنيامين) را بخوانيد:
- بنيامين چطور وارد دنياي هنر شد؟
بنيامين: 14 سالم بود كه اولين شعرم را گفتم، كلاسيك، سپيد و بعد هم ترانه. در سن نوزده سالگي هم نواختن گيتار را فرا گرفتم و از اين رو با هنر آهنگسازي آشنا شدم، خوانندگي هم كه عمر طولاني ندارد، حدودا 7 ماه است.
- چه كارهايي را به طور مشخص براي آهنگسازي انجام داديد؟
بنيامين: تعدادي كار را براي چند خواننده از جمله (ناصر عبدالهي) ساختم به نام (منو ببخش) كه خيلي از اين كارها در مرحله توليد و انتشار آلبوم قرار داشته و توزيع نشده، پيش از اين هم كارهاي متعددي را براي گروه كودك انجام دادم، مثل برخي آهنگهاي چرا و چيه در آلبومي به نام (گلهاي رنگين كمان) كه دستاندركاران معتقد بودند كار متفاوتي شده است، حالا نميدانم در اين زمينه تا چه اندازه موفق ظاهر شدم.
- كدام يك از آهنگهاي چرا و چيه كار شما بود؟
بنيامين: چيكه چيكه، آب تني.
- آهنگسازي يا خوانندگي، كدام يك را بيشتر دوست داريد؟
بنيامين: آهنگسازي را به مراتب بيشتر دوست دارم.
- به عنوان شنونده موسيقي، كارهايي را كه در زمينه خوانندگي انجام دادي را ميپسندي يا آهنگسازي؟
بنيامين: چون تمام كارها را انتخاب كرده بعد انجام دادم به يك اندازه دوست ميدارم.
- شهرت چند درصد از هدف بنيامين بود؟
بنيامين: هيچكس (به خصوص افرادي كه كار هنري ميكنند) از شهرت بدشان نميآيد ولي شهرت آخر چيزي نبود كه من ميخواستم، دايره هنر وسيعتر از اين مسايل است.
- سقف كار يك خواننده كجاست؟
بنيامين: به عقيده من اگر يك هنرمند براي خودش سقف بزند آن روز، لحظه مرگش خواهد بود، يعني سقف هنر مرگ است.
- شهرتي كه امروز به دست آوردي را چطور حفظ خواهي كرد؟
بنيامين: تنها راه حفظ شهرت، محبوبيت است.
- چطور؟
بنيامين: وقتي ما مردم را دوست بداريم و برخورد درستي با آنها داشته و در خصوص آنها مثبت فكر كنيم، مسلما برايشان احترام قايل خواهيم بود و در توليد كارهاي بعدي دقت ميكنيم تا كاري بد تحويلشان نداده و چيزي در شان و مقام خودشان ارايه دهيم و اين در درجه اول باعث محبوبيت و در وهله دوم نيز حفظ شهرت خواهد شد.
- پس با اين تفاسير اصول اخلاقي را رعايت ميكنيد...؟
بنيامين: تا جايي كه بتوانم، در برخوردهايم رعايت اصول اخلاقي را ميكنم، هيچگاه دوست ندارم كاري كنم تا كسي از من رنجيده خاطر شود، مردم ما در اين خصوص اين موضوع (اصول اخلاقي) خيلي دقيق و حساس هستند، از اين رو در جامعه ما محبوبيت پيش و بيش از شهرت مطرح است، از طرفي محبوبيت حاصل نخواهد شد مگر با رعايت اصول اخلاقي، همواره معتقدم قيمت ارتباط و دوست داشتن بسيار بسيار بالاتر از توليد كار است.
- در اين مدت هفت ماه كه خواننده شديد، چقدر در بين مردم چهره شناخته شدهاي هستيد؟
بنيامين: تا پيش از انتشار رسمي و مجاز آلبوم، درصد خيلي كمي از مخاطبين با چهرهام آشنا بودند، اما حالا...
- تا به حال امضا هم داديد؟
بنيامين: (بلند ميخندد و...) يك كمي...
- معمولا چه جملهاي را كنار امضا مينويسيد؟
بنيامين: هميشه به دنبال جملهاي هستم كه تناسب شخصيت و شان مخاطبم باشد و خداي ناكرده بياحترامي صورت نگيرد.
- اگر مايليد يك بار ديگر توزيع غيرمجاز كار را توضيح دهيد؟
بنيامين: براي دو شركت آواي نكيسا و ترانه شرقي آهنگسازي ميكردم، خب مديران به دنبال ارايه كاري متفاوت و مردمپسند در زمينه موسيقي پاپ بودند، از اين رو تيمي را تشكيل دادند كه من نيز عضو كوچكي از آن به حساب ميآمدم. براي شروع، به صورت امتحاني دو كار را بر روي آهنگهايي كه ساخته بودم، خواندم كه متاسفانه لو رفت; نميدانم از چه طريقي...
- واسطهاي در بين بود؟
بنيامين: به كسي تهمت نميزنم، به هر حال مثل آبي است كه روي زمين ريخته شده بود ديگر هيچ كاري نميشد كرد.
- در هر صورت اين اتفاق بدي براي شما نبود...؟
بنيامين: البته با وضعيت امروز موسيقي نميشود پيشبيني كرد كه اتفاق خوبي بوده يا نه... اما خيلي از اتفاقات را جلو انداخت.
-در نهايت خوب به سرانجام رسيد...
بنيامين: بله به سرانجام رسيد، ولي خيلي سخت، قصد نداشتم به اين زوديها بخوانم، ولي اين حادثه خيلي ناخواسته و زود برايم پيش آمد.
- مگر الان از اين جريان ناراضي هستيد؟
بنيامين: نه... (با خنده) نميگذارم هيچگاه به خودم بد بگذره.... اما در برنامهاي كه داشتم حالا حالاها خوانندگي در ليست نبود.
- و بعد از لو رفتن آن دو كار چه اتفاقي افتاد...؟
بنيامين: مدير شركت پيشنهاد داد كه تمام كارها را خودم بخوانم.
- مهمترين ويژگي آلبوم (85) معرفي يك عشق فرا زميني و يا عشقي كه شايد خيلي نميبينيم و كمتر شاهدش هستيم، ميباشد...؟
بنيامين: شايد به همين دليل از اين كار خيلي استقبال شد، آدمها به نوعي گمشده خود را پيدا كردند، آنقدر عشقهاي پاپ امروزي برايشان تلقين شده كه كلام اين اثر همه را جذب نمود.
- اما هميشه برخلاف موج حركت كردن نتيجه خوبي نميدهد...؟
بنيامين: ما هيچگاه نخواستيم كه برخلاف جريان آب حركت كنيم، بلكه تنها آنچه را كه فكر ميكرديم درست است و به نوعي اعتقادمان بود را نشان داديم، امكان دارد يك روز ما هم، حرفهاي ديگران را تكرار كنيم، باز به دليل اينكه به آن ايمان داريم و مهم اين است كاري را انجام ميدهيم كه اعتقاد داريم درست است.
- عشق آلبوم 85، عشق نزديك و قابل دسترسي است، در دنياي امروز؟
بنيامين: عشق ما خيلي دور هم نيست، ميگويد: دنيا ديگه مثل تو نداره... اين جمله را هر عاشقي بايد به معشوقش بگويد، در غير اين صورت كه ديگر عاشق نخواهد بود، عاشق بايد معشوق را تك ببيند، يا اينكه يك عاشق وقتي به عشقش ميخواهد ابراز علاقه كند، امكان دارد زبونش گرفته و يا دست و پاهايش بلرزد، اين موضوعات مطرح شده، خيلي عجيب و رويايي است...
- شايد به اين دليل غيرقابل دسترس مينمايد، كه براي ما عينيت نداشته و يا كمتر شاهدش هستيم...؟
بنيامين: شايد هم خودمان از اين فضا دور شديم.
- و شايد دورمان كرده باشند...
بنيامين: چه كسي ميتواند در اين قضيه دخيل باشد؟!
- قبول كنيد كه موسيقي پاپ امروز در اين جريانات چندان بيتاثير هم نبوده...؟
بنيامين: به اميد خدا و اگر مردم قبول كنند، ما آمديم و خواستيم كه تاثير مثبت در اين جريانات بگذاريم، راستش را بخواهيد از ابتدا چنين هدفي نداشتيم، يعني خود را خيلي دخيل نميديديم... اما ميخواستيم كار درستي انجام دهيم كه نتيجه دهد.
- خودتان هم در ترانهها دخالت داشتيد؟
بنيامين: سراينده اين كارها (فريد احمدي) است، اما به دليل سابقه من در زمينه شعر و ترانه، پيشنهاداتم را ميپذيرفت.
- چرا تمام ترانهها داراي يك موضوع و مضمون است; عاشقي كه از معشوقش دور شده؟
بنيامين: اين آلبوم همان طور كه ميدانيد در مدت زمان بسيار كوتاهي توليد و منتشر شد، خب در اين مدت يك حس داشتيم، از طرفي خوشبختانه من، فريد احمدي و نيما وارسته خيلي اتفاق نظر و احساس مشترك در خصوص موارد مختلف داشتيم كه اين موضوع كمك بزرگي به ما كرد.
- در يكي از ترانهها ميگوييد: (امروز درست يك سال و ده ماه و دو روزه كه نديدمت...) اين نشان از فاصله بين عاشق و معشوق دارد، حالا نميدانم اين موضوع در خصوص شما صدق ميكند يا فريد احمدي؟
بنيامين: اين گفتن تاريخ شايد بيانگر همان گفته شما باشد كه مدتهاست از عشق درست و دوست داشتن صحيح فاصله گرفتيم.
- آن هم به اين دقيقي...
بنيامين: با خنده ميگويد:اين دقت در تاريخ موضوع ديگري را نشان ميدهد كه حالا عاشق روزشماري را شروع كرده، حالا دارد چوب خط ميزند و تقويم را مرور ميكند كه از عشقش دور شده، اين عدد هم نشاندهنده عشق واقعي است. نه صرفا يك سال و...
- از اول در ترانه اين تاريخ دقيق انتخاب شده بود يا بعد از ساخت ملودي به آن رسيديد؟
بنيامين: خوب، اين از اسرار كار به حساب ميآيد... جدا از شوخي به خاطر ندارم چون ملودي و ترانه به دليل كمي وقت با هم ساخته و تنظيم شد...
- درست است افرادي كه ادبيات ميخوانند، يك كم رويايي و خيالپرداز هستند؟
بنيامين: چون در دانشگاهي درس ميخوانم كه در كنار كتابهاي درسي، موضوعات ديگر، مثل تشكيل انجمنهاي مختلف و... مورد بررسي قرار ميگيرد، اين قضيه را تجربه نكردهام.
- در كدام دانشگاه تحصيل ميكنيد؟
بنيامين: رودهن.
- اگر اشتباه نكنم ورودي 80 هستيد، هنوز فارغالتحصيل نشديد؟
بنيامين: ميخندد و با كمي مكث ميگويد: اگر خدا بخواهد امسال به اتمام خواهد رسيد.
-خوانندگي را ادامه خواهي داد؟
بنيامين: بايد ديد كه آيا آن اتفاق خوب رخ ميدهد.
- منتظر چه اتفاقي هستيد؟
بنيامين: به هر حال كاري را كه بلد بودم انجام دادم، بايد اتفاقي بيفتد كه مرا اسير تكرار نكند.
- با اين حساب، خودتان دوست داريد كه پيشبيني نشده جلو برويد؟
بنيامين: در هنر بايد به دنبال اتفاقي بود كه اول خود شخص را راضي كند و بعد مردم را
- به نظر ميرسد، مقداري خجالتي هم باشيد؟
بنيامين: در پنج دقيقه اول كمي يخ دارم كه خيلي زود آب ميشود.
- معمولا با احساس جلو ميرويد يا منطق؟
بنيامين: هر يك در رفتار و تصميمگيريها، جايگاه و نقش خود را دارند، فراخور كاري كه انجام ميدهم تاثيرگذار خواهند بود، برخي اوقات احساسي و برخي مواقع منطقي...
- دو كار هم براي محرم خوانديد كه در آلبوم 85 نيست، آنها چطور لو رفت؟
بنيامين: دو سال پيش چند ماه مانده به محرم از سوي يك شركت نيمه دولتي كاري مذهبي براي ساخت به من داده شد، آن كار را در استوديوي خصوصي آن شركت خواندم البته فقط براي امتحان، چون خواننده ديگري براي اين كار انتخاب شده بود كه با صداي آن خواننده هيچگاه كار در ارشاد مجوز نگرفت، دليلش را هم نميدانم، بعد از گذشت چند ماه متوجه شدم دو كار آن آلبوم غيرمجاز آن هم با صداي من منتشر شده.
- عاشقترين فردي كه تاكنون ديديد؟
بنيامين: خودم، چون از دل عاشقهاي ديگر خبر ندارم، اما خودم را خيلي خوب ميشناسم.
-اولين كسي كه گفت صداي خوبي داري؟
بنيامين: راستش تا به حال هيچ كس نگفته كه صداي خوبي دارم.
-خانوادهات در اين خصوص چه نظري دارند؟
بنيامين: خيلي جدي نميگيرند، يعني روش خانوادگي ما براي پيشرفت بچهها اينست كه موفقيتها را خيلي جدي نگيرند، خواهرم و برادرانم در كارهايشان موفقيتهاي زيادي كسب كردند كه از طرف خانواده تشويق نشدند.
- به نظر شما اين روش جواب ميدهد؟
بنيامين: فكر ميكنم، بله، جواب ميدهد.
-اولين بار كه صداي خودت را به عنوان خواننده شنيدي، چه كار كردي؟
بنيامين: خوب به عنوان يك آهنگساز بر روي آهنگهاي ساخته شده ميخواندم، اما در جايگاه خواننده وقتي اولين كار را خواندم از دوستانم فريد و علي خيلي سئوال پرسيدم كه خوب شده يا نه؟ چون به نظر جمع خيلي معتقدم و مطمئنم كه جمع انتخاب اشتباهي ندارد و بعد از آن مدتها فكر ميكردم.
- به چي؟
بنيامين: كه حالا براي بهتر شدن بايد چه كار كرد.
- بهترين تفريح؟
بنيامين: خوابيدن را خيلي دوست دارم، خيلي هم ميخوابم.
- بعد از خواب چطور؟
بنيامين: باز هم خواب، در مرحله سوم ترانه، شعر و موسيقي.
- ورزش...
بنيامين: ورزش كردن را البته براي حفظ سلامتي خيلي دوست دارم، مثل شنا.
- بهترين جملهاي كه تا حالا شنيديد....؟
بنيامين: شخصي است و نميتوانم بگويم.
- خوب بهترين جمله عمومي را بگوييد؟
بنيامين: بهترين جملهها را زماني ميشنوم كه در دوستي دو نفر گفته ميشود، در كل با آشتي خيلي موافقم.